• اگر از حال ما می پرسی ای دوست
• ملالی نیست جز اندوه بسیار!!!
مجید خادم
دیرگاهیست که تنها شده ام
قصه در غربت صحرا شده ام
وسعت درد فقط سهم من است
باز هم قسمت غم ها شده ام
من که بی تاب شقایق بودم
همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنند
تا نبینم که چه تنها شده ام
میرزایف
این روزها شبیه جودی آبوت شده ام.
برای بابالنگ درازی می نویسم که این روزها دیگر مرا نمی شناسد!
نیروانا جم
دلم کمی خدا می خواهد؛
کمی سکوت
کمی دل بریدن
کمی اشک
کمی بُهت
کمی آغوش آسمانی
کمی دور شدن از این آدمها
کمی رسیدن به خدا؛
ایستاده زیستن در دل خدا!
نیروانا جم
چه قدر دلم می خواهد نامه بنویسم...
تمبر و پاکت هم هست...
و یک عالمه حرف...
کاش کسی، جایی منتظرم بود...!
نیروانا جم
چه کسی می گوید که گرانی شده است؟
دوره ی ارزانیست!
دل ربودن ارزان،
دل شکستن ارزان!
دوستی ارزان است!
دشمنی هم ارزان!
و شرافت ارزان!
آبرو قیمت یک تکه ی نان
و دروغ از همه چیز ارزان تر!
قیمت عشق چه قدر کم شده است!
کمتر از آب روان
و چه تخفبف بزرگی خورده،
قیمت هر انسان!
خادمی
دلم می خواهد یک میس کال باشم برایت...!
شماره ای که سیوش نکرده ای...
زیر لب تکرارم کنی... به یادم نیاوری...!!!
نیروانا جم
ماهی هم به آرزوی دیرینه اش رسید...
آرزوی پرواز...
ولی ...!!!
عجب چنگالی داشت عقاب.!
نیروانا جم
صبورانه در انتظار زمان بمان...!
هر چیز در زمان خودش رخ می دهد...!
باغبان حتی اگر باغش را غرق آب کند؛
درختان، خارج از فصل خود میوه نمی دهند...!
نیروانا جم
کنارت،...
آب خوردن هم مستم می کند...
بی تو اما...
تمام بارهای جهان فقط بر دوشم است...!
نیروانا جم
در تقویم زندگی ام...
هر روز...
بی تو...
علامت می خورد...
نیمه ی گمشده ام...!
نیروانا جم
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم، که سال ها به اجبار خواهیم خفت.
مانی
• من بازمانده ی یک قصّه ام...!
همان که یکی نبود!!
فراهانی
از سادگی یک لبخند که می گریزم،
ناگهان به قهقهه ی خشم کودکانه ای اسیر و دچار می شوم.
حکایتی است نقش زدن بر بوم انتظاری که حتی نمی دانی به انتظارش نشسته ای..!
.فراهانی
چو کم نور است چشمی،بار عینک می کشد بینی
ز بینی باید آموزی ره همسایه داری را
401
بهتر است ثروتمند زندگی کنیم؛
تا اینکه ثروتمند بمیریم!
نیروانا جم
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید ...
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
نعیمه اشراقی
در لحظه های شادی خدا را ستایش کن.
در لحظه های آرامش خدا را جستجو کن.
در لحظه های دردآور به خدا اعتماد کن.
و در تمام لحظه ها خدا را شکر کن.
نیروانا جم
« منی» که « تو» در کنارش نباشد؛
به « تومنی» هم نمی ارزد!!!
م.ج
کفش های بندی ات را دوست دارم؛
چون رفتنت را چند دقیقه به تأخیر می اندازد!!!
م.ج
از صدای گذر آب چنان می فهمم
تندتر از آب روان
عمر گران می گذرد
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
...نفسهایت بی غم!
علیرضا وادیزاده
باران تمام زندگی ام را فرا گرفت
دیگر حدیث بودن من انتها گرفت
شب بر سکوت خاکی من طرح داغ ریخت
آتش به روی خرمن گل های باغ ریخت
فردا تمام پنجره ها با سکوت ماه
پر می شوند از غم و اندوه و آه، آه...!
فربد
جالب است؛ « ثبت احوال» در شناسنامه ام، همه چیزم را ثبت کرده، جز احوالم را!!!
فربد
بسیار برای تو نوشتم غم خود را
بسیار مرا نامه، ولی نامه بری نیست
اخلاقی
آنها که خوانده ام، همه از یاد من برفت
الاّ حدیث دوست که تکرار می کنم!
فربد