نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

از وقتی موهایم را کوتاه تر از انگشتان تو کردم؛

بادهای این شهر کوچ کرده اند!

فراهانی

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

ای درخت پیر!

از تیغه های تبرها نهراس تا ریشه ات در خاک ماوا دارد تبرها بیهوده می تازند...!

می دانی...

گاهی تنها ماندن، بهای آدم ماندن هاست!

نیروانا جم

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

دیروز و فردا با هم دست به یکی کردند.

دیروز با خاطراتش مرا فریب داد

و فردا با وعده هایش مرا خواب کرد.

وقتی چشم باز کردم امروز هم گذشته بود!

401

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

خداوند معجزه کرد و انسان را آفرید؛

ما نیز معجزه کنیم و انسان بمانیم!

401

 

 

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

می گن خدا ابر رو به گریه می اندازه تا گلی بخنده، پس هر وقت گریه کردی ناراحت نشو، چون یکی داره می خنده!

401

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

من برایت چه بخواهم ز خدا

بهتر از این که خودش پنجره ی باز اتاقت باشد

عشق، محتاج نگاهت باشد

خلق، لبریز دعایت باشد

و دلت تا به ابد وصل خدایی باشد

که همین نزدیکیست...!

فربد

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

این قوم همیشه کور و کر می زایند

یک حادثه از پی خبر می زایند

باید به کویر لوت زد یک شب تار

وقتی که درخت ها تبر می زایند

م.ج

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

از درد سخن گفتن از درد شنیدن

با مردم بی درد ندانی که چه دردیست!

میرزاجانی

نوشته شده در تاريخ شنبه 18 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

ای کاش که من پیرشوم درکنارت

بادست توزنجیرشوم در کنارت

پروازپرازحس رهاییست ولی

ای کاش زمین گیرشوم درکنارت

م.ج

نوشته شده در تاريخ شنبه 18 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

میمیرم اگردلت پرازغم بشود

یاچشم تومیزبان شبنم بشود

پاییزوبهار رابه هم می دوزم

یک نخ اگرازپیرهنت کم بشود.

م.ج

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

نیچه:

گاهی انسان ها دوست ندارند که حقیقت را بشنوند، زیرا باورها و عقایدشان را زیر و رو خواهد کرد.

میرزاجانی

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

سر که نه در پای عزیزان بود

بار گرانیست کشیدن به دوست

رامین صفیان

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

این که دور باشم از تو و نبینمت

جا نمی شود به حجم باورم، قبول کن

گاه پر زدن در آسمان شعرهایت را

از من، از منی که یک کبوترم، قبول کن

مسعوده جمشیدی

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

گاه و بی گاه پر از پنجره های خطرم

به سرم می زند این مرتبه حتماً بپرم

میرزاجانی

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

انسانها طعمه ی یکدیگر نیستند؛

آن ها را در اوج باور و اعتماد شکار نکنید.

فراهانی

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

سر به هم آورده دیدم برگ ها را غنچه را

اجتماع دوستان! یک دم مرا آرید یاد

میرزاجانی

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست

الحان بلبل از نفس دوستان توست

رامین صفیان

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

میان ما و اهل ریا همین فرق است

که داغ ما به دل و داغ او به پیشانیست!

اخلاقی

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

با آواز قناری در قفس لبخندی زد؛ نمی دانست که او ترانه ی تنهایی را سر می دهد!

میرزاجانی

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

اینجا زمین است. رسم آدم هایش عجیب است!

گم که می شوی به جای این که دنبالت بگردند، فراموشت می کنند!

فربد

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

هیچگاه برای آنانی که « درد» و « دلی» ندارند

درد دل نکن!

فراهانی

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 15 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

باز باران بارید

خیس شد خاطره ها

مرحبا بر دل ابری هوا

هر کجا هستی باش

آسمانت آبی

دلت از غصه ی دنیا خالی!!!

فربد

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

اگر دین ندارید؛

لا اقل آزاده باشید.

امام حسین علیه السلام

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند

معنی کور شدن را گره ها می فهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن

چشم  بیشتر از حنجره ها می فهمند

م.ج

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

انسان بزرگ نیست جز به وسیله ی فکرش،

شریف نیست جز به واسطه ی احساساتش،

و قابل احترام نیست جز به سبب رفتار نیکش،

تقدیم به تو انسان بزرگ!

فربد

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

چه زخم هایی بر دلم خورد تا یاد گرفتم که

هیچ نوازشی بی درد نیست!

م.ج

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

دوستی مثل شراب است؛

هرچه کهنه تر؛ گران تر و گیراتر...!!!

حسن سلمانی

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

جاهایی قدم بگذار که وقتی فیلم تکرار قدم هایت را گذاشتند، از مکان های رفته، پشیمان نشوی.

نیروانا جم

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

نیا باران،

زمین جای قشنگی نیست

من از جنس زمینم،

خوب می دانم که اینجا جمعه بازار است

و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه می دادند

در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند

در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه می گیرند

نیا باران،

زمین جای قشنگی نیست...

نیروانا جم

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 آبان 1392برچسب:, توسط حسن سلمانی |

من همیشه به یادت هستم؛ امّا هیچ شاهدی ندارم، جز کلاغ بام خانه، که او هم حقیقت را به تکّه نانی می فروشد.

مجید خادم

صفحه قبل 1 1 2 3 4 5 ... 11 صفحه بعد

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.